عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

223

منازل السائرين ( فارسى )

يك نمونه هم داستان حضرت يعقوب عليه السّلام است : إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ . « 1 » من تنها از غم و گرفتارىهايم نزد خدا شكايت مىكنم . انسان به هركه دردش را بگويد ، او را غمگين مىكند مگر اينكه دشمنش باشد كه شاد مىشود . ديگر اينكه ، وقت براى كسى درددلى را بازگو كنيم ، ابتدا به خدا گفته‌ايم . خدا مىفرمايد : چرا چيزى را كه به من گفتى ، افشا كردى . عبد سالك در مقام صبر همه‌چيز را از خدا مىبيند : ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ . « 2 » هيچ مصيبتى جز به اجازهء خدا به تو نمىرسد . بنابراين مىفرمايد انسان شكايت به غير خدا نبايد داشته باشد . و هو أيضا من أصعب المنازل على العامّة و أوحشها فى طريق المحبّة و أنكرها فى طريق التّوحيد . صبر از سخت‌ترين منازل براى عامه مردم است و وحشتناك‌ترين آنها در مسير محبت و زشت‌ترين در مسير توحيد . زيرا ، نفس عوام به راحتى و خوشى خو كرده و اهل رياضت نمىباشد . لذا در سختىها و مصائب جزع و فزع و بىصبرى مىكنند ، كفر مىگويند و همه چيزشان را در برابر يك مصيبت كوچك معامله مىكنند ، بدين علت اين منزل وحشت‌انگيزترين منازل در طريق محبت است ، زيرا محبت اقتضاى انس دارد درحالىكه اقتضاى صبر ، تحمل سختىها و مشكلات است و بدترين و پست‌ترين منازل در طريق توحيد است . چرا كه توحيد يعنى استغراق در بحر وحدت . سالك در مقام توكل خودش را به خدا مىسپارد تا اينكه در مقام توحيد به فنا برسد . و در اين جايگاه ديگر خودى وجود ندارد . درحالىكه لازمهء صبر ثبات نفس است كه گوياى وجود بقاى نفس است . و هو على ثلاث درجات : الدّرجة الاولى : الصّبر عن المعصية بمطالعة الوعيد ابقاء على الايمان و حذرا من الحرام و أحسن منها الصبر عن المعصية حياء . صبر در مقابل معصيت به واسطهء آگاهى از حقانيت وعدهء عذاب الهى كه اين صبر سبب القا ايمان است و نيز باعث ترس از حرام است و بهترين آنها صبر

--> ( 1 ) . يوسف / 16 . ( 2 ) . تغابن / 11 .